**به وبلاگ هور (حور) خوش آمدید**
قیامت بی حسین غوغا ندارد" شفاعت بی حسین معنا ندارد" حسینی باش که در محشر نگویند" چرا پرونده ات امضاء ندارد ××× فرا رسیدن ایام سوگواری امام حسین (ع) و آغاز دهه محرم را به تمامی شیعیان علی الخصوص اهالی دهستان حور و روستاهای اطراف تسلیت می گوییم

تهیه وتدوین از : ح .م- تحلیل گر مسایل ومعضلات حور | تاریخ : 15:42 - جمعه بیست و پنجم مهر 1393

 


دسته بندی :


 

چگونه میزان خسارت بر مراتع تخریب شده را برآورد کنیم ؟

تهیه وتدوین از : جورتدان (کارشناس حقوق ) | تاریخ : 9:36 - پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393

 بررسي در مورد چگونگي  تخريب و تعيين ميزان خسارت وارده به مراتع و عرصه هاي منابع طبيعي  به عهده کارشناسان رشته کشاورزي و منابع طبيعي است  . قبل از اينکه به موضوع اصلي بپردازيم بد نيست ابتدا  راجع به عواملي که به مرتع خسارت مي زنند  آگاهي داشته باشيم  . 

الف)- علت هاي طبيعي تخريب مراتع  -  خشکي  هوا و کمبود بارندگي  -  نامنظم بودن و پراکنش نامناسب بارندگي  -  گرما و تبخير شديد  -  باد و طوفان هاي شديد   -  فرسايش هاي بادي  -  بادهاي خشک و داغ  -  گردو غبار و گردگرفتگي در سطح گياهان  - جنس و تركيبات زمين و شوري آب و خاك  و .... 

ب)- علت هاي انساني تخريب مراتع  : آنچه که مربوط به وظيفه کارشناسي است علت هاي انساني تخريب مراتع مي باشد که  توسط متخلفين و متجاوزين  انجام مي شود و مهم ترين انها عبارتند از :

  الف -     تصرف عرصه هاي منابع طبيعي توسط متجاوزين و شخم مراتع به منظور کشت  برخي از محصولات زراعي ديم  که موجب خسارت کامل و نابودي مرتع مي شود  و  چندين سال بايد سپري شود تا مرتع به وضع اوليه برگردد  و لذا  مرتع تخريب شده و شخم خورده تا چندين سال بهره وري مرتعي مناسب نخواهد داشت .

 ب  -      بوته کني  و جمع آوري و انتقال بوته ها از مرتع که معمولا  براي مصرف سوخت  انجام مي شود و موجب فقر شديد پوشش گياهي مرتع مي شود مخصوصا اگر ريشه کني شده باشد .

  پ -     جمع آوري بي رويه گياهان مرتعي داروئي و صنعتي  توسط  متجاوزين و نيز بهره برداري بيش از حد از گياهان مرتعي  دارويي و صنعتي توسط بهره برداران  مجاز 

  ت -      چراندن بيش از حد مجاز  ظرفيت دام توسط  دامداران  در مراتع  (  عدم تعادل بين تعداد دام و ظرفيت توليدي مراتع  )  که ممکن است به علت ورود دام بيش از ظرفيت به مرتع باشد و يا به علت چراي مفرط توسط دامهاي موجود باشد .

 ث-      چراندن بي موقع و زودهنگام  دام  توسط  دامداران  که  معمولا در فصل بهار است و موجب  مي شود گياهان جوان قبل از بذردهي از بين بروند و روند  طبيعي رشد گياه مختل شده و در سالهاي بعدي تراکم مرتع و جمعيت گياهي کاهش مي يابد .

   ج-      چراندن  طولاني مدت دام  توسط  دامداران  در مراتع و  خروج ديرهنگام  و  بيش از حد مجاز  موجب تخليه پوشش گياهي مرتع و اختلال در روند احياي مرتع در سالهاي بعدي خواهد شد .

  ح-      خسارت به پوشش گياهي مرتع در اثر حرکت  دادن تعداد زياد دام در مراتع در مسير چرا  که موجب کاهش تراکم گياهي مي شود

 خ-      خسارت به زمين و کوبيده شدن عرصه مرتع در اثر حرکت تعداد زياد دام در مراتع در مسير چرا

  چ-      ناهماهنگي بين نوع دام و نوع علوفه مرتعي

  د-      سوزاندن بوته ها و ايجاد اتش سوزي در مرتع   ،   مدت زمان لازم  براي بازسازي مرتع بسته به وضعيت مرتع و شدت خسارت  چندين سال طول مي کشد .

   ذ-      احداث راه و جاده سازي و يا ايجاد سازه هايي که در روند طبيعي بهره برداري از مراتع اختلال ايجاد ميکنند و موجب برهم خوردن آرامش طبيعي منطقه مرتعي مي شوند .    

چگونه ميزان خسارت وارده به مرتع را تعيين کنيم  ؟

 فرمول  فراگير و  قطعي  براي تعيين ميزان خسارت به مرتع  تدوين و معرفي نشده است    و يا اينکه اينجانب  در جائي نديده ام  .   به نظر اينجانب صرف نظر از اينکه مرتع مورد نظر ما بر اثر کداميک از عوامل انساني فوق الذکر دچار خسارت و تخريب شده باشد  ميتوانيم با استفاده از روش زير  خسارت مرتع را تعيين و در نظريات کارشناسي خود مورد عمل قرار دهيم  . این یک نظر تجربی و پیشنهادی است . در اين خصوص  محتاج نظريات مشورتي و ارشادات همه عزيزان کارشناس و ساير خوانندگان محترم  و صاحب نظر اين وبلاگ هستم   .

ابتدا  بايد ارزش  علوفه  مرتعي  مرتع مورد نظرمان  ( ارزش اقتصادي مرتع  )  را تعيين کنيم  .   چگونه  ؟

جهت بدست آوردن ارزش و  قيمت علوفه مرتعي از روش معادل سازي  علوفه مرتعي با جيره‌ مورد استفاده براي گوسفند (  جیره ای که شامل احتياجات رشد گوسفند در  دوران شير دهي و زايمان باشد  ) استفاده  مي کنيم   .   اين جيره داراي  يک کيلوگرم کاه    ،  300 گرم سبوس گندم   ،  500 گرم يونجه خشک   ،   ۲۰۰  گرم   جو   مي باشد   .     مثال  :   ( براي معادل سازي ارزش علوفه مرتعي با جيره دام )  

     کاه     :     1000   گرم   از قرار هر کيلو    4000  ريال  به ارزش     4000  ريال     

سبوس   :     300     گرم  از قرار هر کيلو      8000ريال   به   ارزش   2400  ريال

    يونجه   :     500     گرم   از قرار هر کيلو      7200ريال   به  ارزش    3600  ریال   

         جو  :    200     گرم   از قرارهر کيلو     10000 ريال  به  ارزش    2000  ريال

 

     جمع    :       2000    گرم    جمعا  به   ارزش   12000   ريال 

 ( قيمتهاي بالا مربوط به اواخر  خرداد ماه   سال 1393  مي باشد   )

جيره اي با ترکيب فوق  داراي حدود  1000   گرم  TDN   (  ميزان  مواد غذائي قابل هضم در معده دام  )  مي باشد  و لذا   ارزش  اين مقدار  TDN    مبلغ    12000     ريال    خواهد   بود    .    اگر ضريب   TDN    را براي  علوفه مرتعي    55  درصد    منظور کنيم  ، قيمت يک کيلوگرم ازآن    6600    ريال  تعيين مي‌شود و به اين ترتيب مي‌توان  ارزش اقتصادي  علوفه   مرتعي  را محاسبه نمود    .

تعيين خسارت    : 

  خسارت وارده   بر مرتع تخریب شده از  حاصلضرب  مساحت  مرتع  ضربدر  متوسط   توليد  علوفه مرتعي در شرائط متعادل  در هر هکتار   ضربدر  درصد خسارت وارده   ضربدر   مدت  زمان مورد نياز براي بازسازي مرتع   ضربدر  قيمت هر کيلو علوفه مرتعي   به دست مي آيد   .

مثال  :  

اگر سطح مرتع تخريب شده 5  هکتار باشد   و   متوسط   توليد  علوفه  خشک مرتعي در شرائط متعادل  300   کيلوگرم در هر هکتار باشد    و   درصد خسارت وارده 70   درصد باشد   و   مدت  زمان مورد نياز براي بازسازي مرتع  4   سال   در نظر گرفته شود   ،   بر اساس قيمت هر کيلو علوفه مرتعي 6600   ريال   مبلغ خسارت وارده بر اين مرتع   27720000  ريال  خواهد بود   .

                          (((   ۲۷۷۲۰۰۰۰  =   4  *   0/7    *   6600   *   300   *   5     )))

توضیحات  :

  =   اين روش براي يک مرتع متعادل و متوسط  در نظر گرفته شده است که داراي توليد متوسط است و ترکيبي از گياهان خوش خوراک و معمولي   دارد و   همچنين داراي ترکيب مناسبي  از گياهان يک ساله و چند ساله  مي باشد    .    همکاران محترم کارشناس  مي توانند طبق بازديد و معاينه اي که از مرتع خسارت ديده انجام داده اند  و  مقايسه  وضعيت آن  با  مرتع  سالم مجاور   ( مرتع شاهد )  ،    طبق تشخيص خودشان  درصدي  به  محاسبات خود   اضافه   و   يا   کسر   نمايند  تا  به نتيجه   راضي  کننده  و  مطلوب   برسند    .

   =   اگر در مرتع مورد نظر ما گونه های  اقتصادی و محصولات فرعی دیگری به جز علوفه مرتعی هم وجود داشته باشد  مثل  آنغوزه   و   کتیرا   و  کمای    و  .....   باید  ارزش  آن ها را  هم   برآورد نموده   و  به   خسارت   وارده   اضافه   شود   .

  =   کارشناس باید در نظر بگیرد که مرتع مورد نظر در اثر کدامیک از عوامل انسانی به دست متجاوزین و متخلفین تخریب گردیده است و متناسب با آن میزان درصد خسارت را تعیین نماید  . مثلا  خسارت به مرتعی که شخم شده  و خاک آن زیر و رو شده  صد در صد است و مدت بازسازی آن هم بسیار بیشتر است  ولی  اگر در مرتعی خسارت فقط به صورت بوته کنی پراکنده انجام شده است در این صورت درصد خسارت  بالا نیست  و  مدت بازسازی مرتع نیز کوتاهتر خواهد بود  و لذا  این  عوامل   در   برآورد خسارت به مرتع  تاثیر  تعیین کننده دارند که کارشناس محترم باید در نظر بگیرد  

   =   مدت زمان بازسازی مرتع  در واقع تعداد سالهائی است که باید سپری شود  تا مرتع به وضع اولیه قبل از خسارت  برگردد   .   این مدت بر حسب نوع  تخریب و بر حسب اینکه مرتع مورد نظر ما در چه منطقه آب و هوائی واقع شده است فرق می کند مثلا بازسازی مرتع در مناطق خشک و کم آب مدت زمان بیشتری برای بازسازی نیاز دارد .

   

 

 

 

 

 


دسته بندی :


 

توت آغاجی وقوتور بولاغی

تهیه وتدوین از : فروغی محبت (مدرس دانشگاه)- مسایل تاریخی حور | تاریخ : 8:27 - پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393

 

 

 

داستان توت آغاجی  وقوتور بولاغی را با کلیک کردن بر روی   این لینک

  (  توت آغاجی وقوتور بولاغی    )  گوش کنید  ونظر خودتان را بنویسید

 

 

 


دسته بندی :


 

تسلیت مذهبی

تهیه وتدوین از : اقراری سیامک-اقراری،عضو شورای فرهنگی بخش ویلکیچ | تاریخ : 15:31 - چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393

شهادت بزرگ مرد مناجات، سید سجده کننده آل طه، امام عابدان وعارفان،

برهمه جوانان جوینده راه سبز وصال تسلیت باد.

 


دسته بندی :


 

تقسيمات كشوري

تهیه وتدوین از : جورتدان (کارشناس حقوق ) | تاریخ : 8:25 - چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393

قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات كشوري 

‌ماده 1 - عناصر تقسيمات كشوري عبارتند از: روستا، دهستان، شهر، بخش، شهرستان و استان. 
‌ماده 2 - روستا واحد مبداء تقسيمات كشوري است كه از لحاظ محيط زيستي (‌وضع طبيعي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي) همگن بوده كه با‌حوزه و قلمرو معين ثبتي يا عرفي مستقل كه حداقل تعداد 20 خانوار يا صد نفر اعم از متمركز يا پراكنده در آنجا سكونت داشته باشند و اكثريت ساكنان‌دائمي آن به طور مستقيم يا غير مستقيم به يكي از فعاليتهاي كشاورزي، دامداري، باغداري به طور اعم و صنايع روستايي و صيد و يا تركيبي از اين‌فعاليتها اشتغال داشته باشند و در عرف به عنوان ده، آبادي، دهكده يا قريه ناميده مي‌شده است. 
‌تبصره 1 - مزرعه نقطه جغرافيايي و محلي است كشاورزي كه بنا به تعريف روستا نبوده و به دو شكل مستقل و تابع شناخته مي‌شود. 
‌تبصره 2 - مكان به نقطه‌اي اطلاق مي‌شود كه بنا به تعريف روستا نبوده و بيشتر محل انجام فعاليتهاي غير كشاورزي. (‌كارخانه، ايستگاه، كارگاه،‌قهوه‌خانه و نظائر آنها) است كه به دو شكل مستقل و تابع شناخته مي‌شود. 
‌تبصره 3 - مزرعه و مكان تابع در محدوده ثبتي يا عرفي روستاي متبوع خود و به طور كلي از لحاظ نظام تقسيمات كشوري جزو آن محسوب‌مي‌شود. 
‌تبصره 4 - مزرعه و مكان مستقل داراي محدوده ثبتي يا عرفي معين و مستقل بوده و از لحاظ نظامات اداري زير پوشش واحد تقسيماتي مربوطه‌حسب مورد مي‌باشد. 
‌ماده 3 - دهستان كوچكترين واحد تقسيمات كشوري است كه داراي محدوده جغرافيايي معين بوده و از به هم پيوستن چند روستا، مكان، مزرعه‌همجوار تشكيل مي‌شود كه از لحاظ محيط طبيعي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي همگن بوده و امكان خدمات‌رساني و برنامه‌ريزي در سيستم و‌شبكه واحدي را فراهم مي‌نمايد. 
‌تبصره 1 - حداقل جمعيت دهستان با در نظر گرفتن وضع پراكندگي و اقليمي كشور به سه درجه تراكمي به شرح زير تقسيم مي‌شود. 
‌الف - تراكم زياد 8000 نفر. 
ب - تراكم متوسط 6000 نفر. 
ج تراكم كم 4000 نفر. 
‌تبصره 2 - دهستانهاي موجود كه از نظر وسعت، جمعيت و دسترسي داراي تراكم مطلوب بوده در قالب موجود باقي و آن تعداد از دهستانهايي كه‌از اين لحاظ نامتناسب مي‌باشند از طريق تقسيم و يا ادغام تعديل و به دهستانهاي جديد تبديل خواهند شد. 
‌تبصره 3 - مركز دهستان منحصراً روستايي از همان دهستان است كه مناسبترين مركز خدمات روستايي آن محدوده شناخته مي‌شود. 
‌ماده 4 - شهر. محلي است با حدود قانوني كه در محدوده جغرافيايي بخش واقع شده و از نظر بافت ساختماني، اشتغال و ساير عوامل، داراي‌سيمايي با ويژگيهاي خاص خود بوده به طوري كه اكثريت ساكنان دائمي آن در مشاغل كسب، تجارت، صنعت، كشاورزي، خدمات و فعاليتهاي اداري‌اشتغال داشته و در زمينه خدمات شهري از خودكفايي نسبي برخوردار و كانون مبادلات اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي حوزه جذب و نفوذ‌پيرامون خود بوده و حداقل داراي ده هزار نفر جمعيت باشد. 
‌تبصره 1 - تعيين محدوده شهري به پيشنهاد شوراي شهر و تصويب وزارتين كشور و مسكن و شهرسازي خواهد بود. 
‌تبصره 2 - محله. مجموعه ساختمانهاي مسكوني و خدماتي است كه از لحاظ بافت اجتماعي ساكنانش خود را اهل آن محل مي‌دانند و داراي‌محدوده معين است حدود محله‌هاي شهر تابع تقسيمات شهرداري خواهد بود. 
‌تبصره 3 - منطقه. در شهرهاي بزرگ از به هم پيوستن چند محله، منطقه شهري تشكيل مي‌شود. 
‌تبصره 4 - حوزه شهري. به كليه نقاطي اطلاق مي‌شود كه در داخل و خارج محدوده قانوني شهر قرار داشته و از حدود ثبتي و عرفي واحدي‌تبعيت كنند. 
‌ماده 5 - بخش عشايري واحدي است از تقسيمات كشوري كه با داشتن يك بخشدار سيار مسئول گرفتن خدمات و هماهنگي با ادارات مربوطه‌خواهد بود و عشاير در فصول مختلف در هر منطقه كه اسكان مي‌كنند تابع فرمانداري و استانداري همان منطقه هستند. 
‌ماده 6 - بخش واحدي است از تقسيمات كشوري كه داراي محدوده جغرافيايي معين بوده و از به هم پيوست چند دهستان همجوار مشتمل بر‌چندين مزرعه، مكان، روستا و احياناً شهر كه در آن عوامل طبيعي و اوضاع اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي واحد همگني را به وجود مي‌آورد‌به نحوي كه با در نظر گرفتن تناسب، وسعت، جمعيت، ارتباطات و دسترسي و ساير موقعيتها، نيل به اهداف و برنامه‌ريزيهاي دولت در جهت احياء‌امكانات طبيعي و استعدادهاي اجتماعي و توسعه امور رفاهي و اقتصادي آن تسهيل گردد. 
‌تبصره 1 - حداقل جمعيت محدوده هر بخش بدون احتساب نقاط جمعيت شهري با در نظر گرفتن وضع پراكندگي و اقليمي كشور به دو درجه‌تراكمي به شرح زير تقسيم شده است. 
‌الف - مناطق با تراكم زياد سي هزار نفر. 
ب - مناطق با تراكم متوسط 20 هزار نفر. 
‌تبصره 2 - در نقاط كم تراكم، دورافتاده، مرزي جزايري و جنگلي و كويري با توجه به كليه شرايط اقليمي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي تا حداقل‌دوازده هزار نفر جمعيت با تصويب هيأت وزراء و در موارد استثنايي با تصويب مجلس، جمعيت بخش مي‌تواند كمتر از ميزان تعيين شده در تبصره 1‌باشد. 
‌تبصره 3 - مركز بخش، روستا يا شهري، از همان بخش است كه مناسبترين كانون طبيعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي آن محدوده شناخته‌مي‌شود. 
‌ماده 7 - شهرستان واحدي از تقسيمات كشوري است با محدوده جغرافيايي معين كه از به هم پيوستن چند بخش همجوار كه از نظر عوامل طبيعي،‌اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي واحد متناسب و همگني را به وجود آورده‌اند. 
‌تبصره 1 - حداقل جمعيت شهرستان با در نظر گرفتن وضع پراكندگي و اقليمي كشور به دو درجه تراكمي به شرح زير تقسيم مي‌شود. 
‌الف - تراكم زياد 120000 نفر. 
ب - تراكم متوسط 80000 نفر. 
‌تبصره 2 - در نقاط كم تراكم، دورافتاده، مرزي، جزائري و كويري با توجه به كليه شرايط اقليمي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي تا حداقل 50 هزار‌نفر با تصويب هيأت وزيران و در موارد استثنايي با تصويب مجلس شوراي اسلامي مي‌تواند كمتر از 50 هزار نفر باشد. 
‌تبصره 3 - مركز شهرستان يكي از شهرهاي همان شهرستان است كه مناسبترين كانون طبيعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي آن محدوده‌شناخته مي‌شود. 
‌ماده 8 - وزارت كشور موظف است ظرف مدت 3 ماه با همكاري سازمان برنامه و بودجه و مركز آمار درجات تراكم را تعيين و به تصويب هيأت‌وزيران برساند. 
‌ماده 9 - استان، واحدي از تقسيمات كشوري است با محدوده جغرافيايي معين، كه از به هم پيوستن چند شهرستان همجوار با توجه به موقعيتهاي‌سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و طبيعي تشكيل مي‌شود. 
‌تبصره 1 - وزارت كشور بنا به ضرورت مي‌تواند با تصويب هيأت وزيران با انتزاع و الحاق روستاها، بخشها يا شهرستانهاي مجاور، استانها را‌تعديل نمايد. مگر آنكه به تصويب مجلس شوراي اسلامي ايجاد استان جديد ضروري شناخته شود. استان جديد بايد حداقل يك ميليون نفر جمعيت‌داشته باشد. 
‌تبصره 2 - مركز استان يكي از شهرهاي همان استان است كه مناسبترين كانون سياسي، اقتصادي، فرهنگي، طبيعي و اجتماعي آن استان شناخته‌مي‌شود. 
‌ماده 10 - دولت موظف است با حفظ جهات سياسي اجتماعي هر روستا را به نزديكترين مركز دهستان و هر دهستان را به نزديكترين مركز بخش و‌هر بخش را به نزديكترين مركز شهرستان و هر شهرستان را به نزديكترين مركز استان منضم نمايد. 
‌ماده 11 - بخشها، شهرها، شهرستانها و استانهايي كه فاقد شرايط مذكور در اين قانون هستند با همان عنوان باقي مي‌مانند، دولت موظف است‌حتي‌الامكان آن گونه واحدها را با شرايط مندرج در اين قانون منطبق گرداند. 


دسته بندی :


 

وچند نکته

تهیه وتدوین از : فروغی محبت (مدرس دانشگاه)- مسایل تاریخی حور | تاریخ : 5:55 - سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393

 

 

 

سلام دوستان چند روزی بود که به علت بهم خوردن سیستم کامپیوترم نتوانستم وظیفه اخلاقی خودم را انجام دهم مهمترین وظیفه ام تقدیر وتشکر از برادر بزرگواذم جناب جعفر ابراهیمی بخاطر  سرودن شعر درخت توتش بود  . خدا استاد ابراهیمی را برای تماتی کسانی که  یاد و خاطرات وطن عجین خونشان است حفظ ونگهداری کند . هرزمان که آقای ابراهیمی بخاطرم می افتد(البته یادایشان همیشه در دهن وقلب ماست) وجب به وجب خاک زادگاهم  از ذهن من خطور می نماید چون نقطه نقطه خاک روستایمان در آثار استاد مشهود و مثبوت است. آری  در کنار توت آغاجی چشمه ای بود بنام قوتور بولاغی یا قوتورسویی که روستاییان وهمچنین اهالی روستاهای اطراف از آب آن جهت مداوا ومعالجه امراض پوستی  استفاده می کردند امروزه دیگر از آن چشمه خبری نیست ولی  در جای چشمه  یک حلقه چاه کم عمق حفاری شده و خانواده خواهرم  از آب آن استفاده می نمایند   رابطهدرخت توت با چشمه قوتورسویی  با قال قابل توصیف نیست  حال می خواهد  آنها نوعی باهم رابطه داشتند  چشمه در سایه در خت آرمیده بود و درخت نااستفاده از آب چشمه سبز خرم و استوار ایستاده بود  هردو آنها با هم ازبین رفتند

 

 -در مورد شعر آقای مصدق نیز چون کامپیوترم بهم خورده بود زحمت به وبلاگ گذاشتن آن را به یکی از دوستان(حور اوشاغی) دادم از این طریق نیز از ایشان تشکر می کنم   برای خواندن ترجمه بنظر من آن را مجزا از شعر اصلی وبصورت مستقل باید خواند .

 

-  در مورد اعتبار دومیلیارد هفتصد هزاری برای حور نیز باید گفت که نوشته ها وخواستهای وبلاگ بی تاثیر نبوده 

همانگونه که مطرح کردن مسئله سد و آبخیزداریْ زباله ها ْ سگهای ولگرد و........ در وبلاگ در  نشستها وبیانات آقای فرماندار مشهود است واین جای خوشحالی دارد که نویسندگان وبلاگ موجب تحرک  در تصمیم گیری وعملیات  اجرایی دهستان گردیده اند  

 

- خبر خوش دیگر اینکه نویسندگان جدید ی با تخصصهای جدید و مورد نیاز از قبیل حقوق ْ زبان انگلیسن ْ کامپیوتر ْ کشاورزی و.......... به جرگه نویسندگان قبلی پیوسته اند. که  در آینده نزدیک  از اندیشه های آنها استفاده خواهیم کرد 

- امروزه هیچ جوان اهل حور را نمی توان یافت  که از مطالب ونوشته های وبلاگ مطلع نباشد   تعجب آور اینکه  این قشر با دستیابی به حداقل امکانات  ارتباطی مخصوصا موبایل به سراغ وبلاگ حور رفته واشعار و سایر مطالب نویسندگان را حفظ می کنند   یکی از دوستان  ساکن در اردبیل تعریف می کرد که  در یکی از کافه های حور نشسته بودم ْجوانان با مراجعه به یکدیگر  با چه شور وشوقی بدنبال تنظیم موبایل خود جهت دستیابی به وبلاگ حور بودند.   ایکاش در روستا یک نفر اهل فنی پیدا می شد  که به امور موبایل می پرداخت تااز این طریق هم خود صاحب درآمد می شد وهم نیاز این قشر جوان برطرف می شد . 

=============================================

سه شنبه 27 آبان1393 ساعت: 14:25 توسط:سنگر
در هر حرکتی و یا در هر فعالیتی که در آن ،منظور خدمت به خلق خدا باشدبدون شک نتیجه خواهد داد. درد و رنج مردم محروم را منعکس کردن و دنبال آن را گرفتن بدون اینکه منفعت شخصی باشداز بزرگترین کارهاست که از دست هر کس بر نمی آید. خداوند بزرگ برای مسببین و موسسین وبلاگ حور بخصوص جناب فروغی سلامتی و طول عمر عنایت فرماید.

=============================================


دسته بندی :


 

نچه بیزیم ائویمیز اگلشیبدو ماتمده

تهیه وتدوین از : فروغی محبت (مدرس دانشگاه)- مسایل تاریخی حور | تاریخ : 3:30 - سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393

شعر فارسی زیر سروده استاد بزرگم مرحوم حمید مصدق می باشد . حمید مصدق را از سال 64 می شناختم ایشان استاد دانشکده ما در دانشگاه علامه بود ولی این شعر مصدق را به دقت نخوانده بودم تا اینکه جناب ابراهیمی در نظرات قبلی اشاره ای به قسمتی از آن کرده بودند من آنرا به دقت خواندم و به زبان آذربایجانی برگرداندم چون من خودم از اصل شعر وترجمه اش خیلی خوشم می آید آن را تقدیم می کنم به استاد مسلم جناب جعفر ابراهیمی وهمچنین به آقای حمید شیرپنجه . امید وارم به ترجمه زیر با دید انتقادی واصلاحی نگاه کنید تا بتوانم اصلاحات لازمه را انجام دهم .فروغی

 

 

 

=====================================

 

چرا هراس                                                                  نیه قورخی؟  

چرا شک ؟                                                                نیه هورکی ؟  

 بیا                                                                                              دو گَل   

 که من                                                                                                 کی من


   بی تو                                                                                                       سنسیز

 درخت خشک کویرم که برگ و بارم نیست                      نه خول واریم نه ده یاپراق کویرده یانمیش آغاج تک   

 

      امید بارش باران نوبهارم نیست                                    نه ایلک بهار دا یاغیش وار نه قلبیلرده دیلک

" ۴ " ________________________________________

به خود پناهم ده !                                                        منی چاغیر ، منی ساخلا، سنون پناهونده

که در پناه تو آواز رازها جاری ست                                  کونولده راز لار اوخورلار اوجا گوزل آواز

و در کنار تو بوی بهار می آید                                           سنون یانوندا پاییز دا، دونوب اولور گوی یاز

سحر دمید ،                                                             سحر نورون ساشدی

درون سینه دل من به شور و شوق تپید                      کونولده ذوق گو روش جوشلانیب آشیب داشدی

چه خوش دمی ست زمانی که یار می آید                     نه خوش زاماندور اودم کی یار ئورپکین آشدی

" ۵ "________________________________________

دوباره شب شد و با من                            قارانلوق هر یری باسدی گنه اولوبدو گئجه

حدیث بیداری                                  گئجه م نجور سووشور هچ سووروشموسان کی نجه

گذشته بود شب از نیمه                              گئجه اولوبدو یاری واقت اوباشدانا چاتدی

ـ من ز هشیاری                                   اوزون گئجه من اویاغ لیک هامی راحات یاتدی

" ۸ " ________________________________________

و چشم های سیاهت سکوت می آموخت                           ایکی قارا گوزون

ز چشم های سیاهت همیشه می خواندم                            همّیشه ایلیه ردی اعیان

تو مثل ریگ بیابان دروغ می گویی                            دیلونده سویله دیگون سوزلرون یالاندو یالان

" ۹ " ________________________________________

مرا به من بگذار منی                                               بوراخ منی حالیما

به خویشتن بگذار                                                    منیم قالما هاییما

من و تلاطم دریا                                                  منم دنیزده کی دالغا

تو و صلابت سنگ                                                و سن قیراخدا قیه

من و شکوه ِ تو                                                 اولار اوجا قیه یه باش اوجالدا دالغا دیه؟

ـ ای پر شکوه ِ خشم آهنگ                          

 اولارمی منله بو فرقت ؟

من و سکوت و صبوری ؟                                                  من ایله صبر وسکوت ؟

من و تحمل دوری ؟                                                         منیله دوزمگ و هجرت؟ 

مگر چه بود محبت                                                             فقط و تکجه محبت

که سنگ سنگش را                                                           محبتین داشینی ووردوم هرگئجه باشیما

به سر زدم با شوق ؟                                                    منی قویوب گئتدون باخمادون آخان یاشیما

مرا به خود بگذار                                                             منی بوراخ حالیما

مرا به خاک سپار                                                           قبیرده تورپاغا تاپشیر

کسی ؟! نه ، هیچ کسی را دگر نمی خواهم              نه اوزگه نی سئوَرَم من، نه کونلومه یاپیشیر .

" ۱۰ " ________________________________________

تو مهربان بودی                                                    اوَلده مهربانیدون ولی سورا چوندون

ـ آغاز ماجرا ،                                                      محبتون یولی ایچره منی قویوب دوندون

اما چه سخت تشنه ی جام محبتت بودم ...               الیمدن آلدون آپاردون محبتین جامین ...

  بوتشنه عاشیقی سن قویمادین آلا کامین

مرا رها کردی ؟                                                    نه تز منی آتدون

مرا به مسلخ ِ سلاخان                                       بو باش کسن لرون ایچره ، بو قان توکنلرون ایچره

رها چرا کردی ؟                                                          اوجوز منی ساتدون نه تز منی آتدون ...

تو ای بلای دل من                                                سن ای کونول ده کی دردیم ـ

بلند بالایم                                                                اوجا بویوم قدیم

تو ای برازنده تو ای بلندتر از سروها و افراها                       سن ای " اولاس" دان اوجا

تو بر تمام بلندان باغ بالنده                                               سن ای یاشیل مئشه لرده هامی آغاجدان اوجا  

  بر این اسیر ِ به غربت نظر توانی کرد؟                                 من غریب و اسیره اولارمی سای سالاسان ؟

بر این کویر نشین بر این ز مهر تو محروم                                       اولارمی مهر ومحبتله

نظر توانی کرد ؟                                                                           کونلومی آلاسان ؟

" ۱۱ " ________________________________________

تو مثل چشمه ی نوشین کوهسارانی                         محبت اولکه سینین سیلدیرملی داغلاری سن سن

  اوداغلارین سینه سینده ، جوشان بولاغلاری سن سن

تو مثل قطره ی باران نوبهارانی                                    او گویده چیرکه لرون نم نم آغلاری سن سن

 

   یاشیل بهارون اینان کی ، یاغیشلی باغلاری سن سن

تو روح بارانی                                                             یاغیش طراوتی سن سن ...

همیشه پشت حصار سکوت ،                              منم بو سوسموش ائو ایچره بوخالانیب یاتمیش

می ترسم                                                            سکوت و دینج سسیندن قولاقلاری باتمیش

تو ای گریخته از من !                                                گل ای منی اونودوب کن فسانیه قاتمیش

حصار خلوت تنهایی مرا بشکن                                  بوقلعه نین دووارین گل آشیر ، ویر، سیندیر ...

              گه بیر منی دیندیر

چگونه باز به ماتم نشست خانه ی ما                                نجه بیزیم ائویمیز اگلشیبدو ماتمده

  نجه اوره کلریمیز غرق اولوب درین غمده

هزار نفرین باد                                                           اولایدی نفرت و نفرین لعن مین لرجه

به دست های پلیدی                                                   او ال لره کی سپیب آیریلیق دَنین آریا

که سنگ تفرقه افکند در میانه ی ما                               ذلیل اولایدی او کس لر کی تفرقه سالدی

 بیزی ویریشدیریب آمما اوزی قیراق قالدی

***

دوباره با تو نشستن                                                گنه سنیلن اوتورماق

ـ دوباره آزادی ؟                                                            گنه ده آزادلیق ؟

مگر به خواب ببینم ،                                                  گلر گورَم یوخودا

ـ شبی بدین شادی                                            بیرگئجه بئله شادلیق؟

" ۱۲ " ________________________________________ ا

گر تو باز نگردی                                                      اگر قاییتمیاسان سن اینان کی من یانارام

امید آمدنت را به گور خواهم برد                               گوروب ،گوروشمک امیدین گرک گورا آپارام

   و کس نمی داند                                               وکیمسه بیلمئور

 که در فراق تو دیگر                                                              هجرونده                                          

چگونه خواهم زیست                                               من نجه یاشارام    

 چگونه خواهم مُرد                            یا جان ورَن لحظه ، نجه ئولوب ، قوتارام

=============================================

 

دوشنبه 26 آبان1393 ساعت:                                                      14:13 توسط:ابراهیمی  
ترجمه بسیار زیبا و اصولی ست. اگر بگویم که ترچمه در مواردی، زیباتر و تأثیرگذارتر از شعر اصلی در آمده، اغراق نگفته ام... آفرین براین احساس و قدرت در زبان و بیان شعری. زنده باشید و سرافراز بمانید و پُر از شادابی. 
درکُل، لذّت بردم. دستمریزاد گفتن دارد این کارشما.

 

 

یکشنبه 25 آبان1393 ساعت: 22:56 توسط:حمید شیرپنجه
سلام
چوخ گوزل و گیرا ترجمه ادیبسیز. اللریز آغریماسین و قلموز یازار اولسین.

 

 

سه شنبه 27 آبان1393 ساعت:                                               15:49 توسط:سنگر
اول شعر فارسی را خواندم زیاد بر من اثر نکرد ولی ترجمه ترکی آن مرا خیلی خیلی احساساتی کرد میخواهم بگویم آنقدر زیبا و پر معنا ترجمه شده از خود شعر اصلی جالبتر و جذابتر شده است . آفرین بر این شور و ذوق آقای فروغی...

دسته بندی :


 

آنا یوردی

تهیه وتدوین از : شیرپنجه حور(آذر) حمید (شاعر در غربت) | تاریخ : 23:32 - یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393


دسته بندی : حمید شیرپنجه حور(آذر)


 

ایکینجی خیل اوچان

تهیه وتدوین از : شیرپنجه حور(آذر) حمید (شاعر در غربت) | تاریخ : 23:28 - یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393


دسته بندی : حمید شیرپنجه حور(آذر)


 

تهیه وتدوین از : پ. م (کارشناس زبان وادبیات انگلیسی) | تاریخ : 15:46 - یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393

1

(2)

(سؤالات   بلي/ خير )  Yes /No questions

(آيا من يك دانش آموزهستم؟ ) Am I a   student?

تكرار   فشرده به مدت : 20 دقيقه

 

                                                                 
   

Yes, you are

   

No ,you  aren't

   
   

A student?

   

A teacher?

   

Ali?

   
   

I

   
   

Am

   
   

Yes , I am

   

No , I'm not

   
   

From Iran?

   

(متأهل) Married ?

   
   

You

   
   

Are

   
   

Yes , he /     she/ is

   

No , he / she     / isn't

   
   

(آمريكايي)     An American?

   

(تعطيلات )      On vacation?

   
   

He

   

She

   
   

Is

   

 

(1)

(مفرد)   : To be

(   جملات مثبت و منفي ) Positive and negative

(من يك   دانش آموز هستم ) .I'm a student

تكرار   فشرده به مدت : 10 دقيقه

 

                                                     
   

A student.

   

A teacher.

   
   

'm

   

'm not

   
   

I

   
   

Here

   

Happy.

   
   

're

   

Aren't

   
   

You

   
   

From Iran.

   

From England.

   

Iranian.

   
   

's

   

Isn't

   
   

He

   

She

   

It

   

 

(3)

(سوال   با كلمات سوالي)  question with question words

تكرار   فشرده به مدت : 20 دقيقه

 

                                                                       
   

Ali.

   

A book.

   

447-332

   
   

(اسم شما چيست ؟)                   Is your name?

   

(آن     چيست ؟)                                    is that?

   

Is his phone     number?

   
   

What

   
   

Tehran.

   

Tabriz.

   

On the table.

   
   

(شما اهل كجائي ؟)                   are you from?

   

Is he from?

   

Is his pen?

   
   

Where

   
   

18

   

19

   
   

(شما     چند ساله هستيد؟)                      are you?

   

Is your     brother?

   
   

How old

   
   

3dollars

   
   

(قيمت يك بستني چقدر است ؟ )      Is an ice-cream?  

   

 

   
   

How much

   

 

 

(4)

(مكالمه   )

نحوه آشنا شدن دو نفر با يكديگر

تكرار   فشرده به مدت  : 10 دقيقه

 

Hiro: hello, I'm   hiro . What's your name?

Jack : my name   is jack.

Hiro: hello   jack.

Jack : hello hiro.

Hiro : are you   American?

Jack : yes , I   am and where are you from?

Hiro : I'm from   Japan.

 

 

 

 

 

 (5)

(صفات   ملكي ) possessive adjectives

تكرار   فشرده به مدت : اختياري

 

                                   
   

Name?

   
   

My

   

Your

   

His

   

Her

   

its

   
   

What's

   
   

House.

   

Car.

   
   

Our

   

Your

   

Their

   
   

This is

   

 


دسته بندی :


 

اختصاص 2 میلیارد و 700 میلیون ریال اعتبار برای حور

تهیه وتدوین از : هور اوشاغی | تاریخ : 6:18 - یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393

فرماندار نمین : اختصاص 2 میلیارد و 700 میلیون ریال اعتبار، برای اجرای کانال کشاورزی وعمران و آبادانی روستای حور. دکتر سید مهدی جوادی ، فرماندار نمین از اختصاص 2 میلیارد و 700 میلیون ریال اعتبار، از محل اعتبارات استانی و ارزش افزوده کارخانجات شهرستان نمین ، برای اجرای کانال کشاورزی وعمران و آبادانی روستای حور خبر داد.


دسته بندی :


 

مراسم کلنگ‌زنی مسجد جامع روستای رز اردبیل برگزار شد

تهیه وتدوین از : هور اوشاغی | تاریخ : 18:37 - شنبه بیست و چهارم آبان 1393

مراسم کلنگ‌زنی مسجد جامع روستای رز اردبیل برگزار شد گروه اجتماعی: رئیس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان اردبیل از برگزاری مراسم کلنگ‌زنی جهت احداث مسجد جامع روستای رز اردبیل خبر داد. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اردبیل، حجت‌الاسلام اکبر قیامی، رئیس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان اردبیل، دیروز 15شهریورماه در حاشیه کلنگ‌زنی جهت احداث مسجد جامع روستای رز اردبیل به خبرنگاران، گفت: مسجد، خانه خدا در زمین، جایگاه نزول برکات و خیرات آسمانی، خانه راز و نیاز، عشق و محبت، صفا و صمیمیت و ایثار و رحمت است. وی افزود: آنچه از بررسی نقش مسجد در صدر اسلام به دست می‌آید، جامعیت مسجد در همه زمینه های عبادی، سیاسی، فرهنگی، آموزشی، نظامی، قضایی و... بوده است. رئیس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان اردبیل خاطرنشان کرد: با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره)، مساجد نیز همانند دوران صدر اسلام جایگاه واقعی خود را پیدا کردند به طوری که نیروهای فعال در مساجد، به طور مستقیم در متن انقلاب شرکت داشتند. قیامی گفت: مساجد نقش پایگاه ارتباطی مردم را بر عهده دارند و در شرایط حساس نهضت اسلامی توانستند به انسجام نیروهای مردمی بپردازند و بسیاری از برنامه های انقلاب مانند انتخابات، کانونهای بسیج و دیگر ضرورتهای زمان در مساجد انجام گرفت. وی افزود:‌ کسانی‌که در دین خود استوار هستند به کارهای خیری چون ساخت و تعمیر مساجد می‌پردازند. وی با تأکید بر اینکه در کنار عمران مادی، عمران معنوی مساجد نیز باید مورد توجه قرار گیرد، به جایگاه والای مساجد در دین اسلام اشاره کرد و افزود: مساجد مکانی جهت انجام فرائض دینی و رفع مشکلات مردم است. رئیس اوقاف اردبیل با یادآوری اینکه بزرگان دینی ما بر ساخت و توسعه مساجد سفارشات فراوانی داشته‌اند،‌ ابراز امیدواری کرد: با همکاری مسئولان مربوطه و همراهی مردم روستا احداث این مسجد هرچه سریع‌تر انجام شود. وی از آمادگی اوقاف برای توسعه اماکن مذهبی به ‌ویژه ساخت مساجد خبر داد و گفت: در همین راستا اداره اوقاف شهرستان اردبیل جهت ساخت این مسجد مبلغ 50 میلیون ریال مساعدت کرد. لازم به ذکر است، در این مراسم منصور حقیقت پور، نماینده مردم اردبیل در مجلس شورای اسلامی و جمعی از مسئولان استان و شهرستان اردبیل نیز حضور داشتند.


دسته بندی :


 

1

تهیه وتدوین از : هور اوشاغی | تاریخ : 14:57 - شنبه بیست و چهارم آبان 1393


دسته بندی :


 

فرماندار نمین خواستار دفن اصولی زباله ها شد

تهیه وتدوین از : هور اوشاغی | تاریخ : 21:2 - جمعه بیست و سوم آبان 1393

 

 

 

 

به گزارش وبسایت جامع ویلکیج به نقل از پایگاه خبری تحلیلی شکوه فرهنگ، سیدمهدی جوادی روز سه شنبه در جلسه شورای سلامت و امنیت غذایی نمین گفت: استانداردهای محیط زیست و بهداشت در محل دفن زباله های این شهرستان رعایت نمی شود.

وی افزود: تمرکز و پراکندگی زباله های خانگی و صنعتی در ورودی روستاها ، شهرها ، مراتع و اراضی کشاورزی و معابر شهرک های صنعتی برازنده شهرستان فرهنگی نمین نیست.

وی نمین را یکی از قطب های گردشگری و صنعتی استان اردبیل عنوان کرد و خواستار اقدام سریع شهرداران و دهیاران شهرها و روستاهای تابعه برای فنس کشی و ساماندهی محل دفن زباله ها و دفع اصولی فاضلاب ها و پسماندهای خانگی و صنعتی در این شهرستان شد.

فرماندار نمین همچنین با تاکید بر لزوم تشکیل کارگروه ویژه برای بررسی و اعلام آخرین وضعیت دفن زباله و مهار پسماندهای منطقه افزود: برخورد جدی ادارات محیط زیست و بهداشت و درمان با متخلفان در این زمینه ضرورت دارد.

جوادی اظهار کرد: فصل سرما و زمستان فرصت خوبی برای ساماندهی این امر و استخراج نیازمندی های اعتباری این موضوع برای تامین اعتبار تا قبل از فرارسیدن فصل گرمای سال آینده است.

وی نبود کشتارگاه مجهز و بهداشتی برای کشتار و عرضه گوشت قرمز مورد نیاز مردم را از دیگر مشکلات  شهرستان دانست و بر احداث سپتیک برای مهار آلودگی کشتارگاه شهرداری نمین و جلوگیری از آلوده سازی های محیطی و منابع آب ناشی از آن تاکید کرد.

بابک گروسی رییس مرکز بهداشت و درمان نمین هم در این جلسه با اشاره به بالا بودن آمار حیوان گزیدگی در استان به ویژه شهرستان نمین خواستار اقدام جدی برای اتلاف سگ های ولگرد منطقه شد.

وی به آغاز اجرای طرح پزشک خانواده از اول آبان ماه در شهرستان نمین اشاره کرد و افزود: ۴۵ درصد جمعیت شهرنمین دفترچه بیمه سلامت دارند.


دسته بندی :


 

بلایی ناگهانی نه از آسمان بلکه از زمین!!!!

تهیه وتدوین از : ح .م- تحلیل گر مسایل ومعضلات حور | تاریخ : 16:17 - پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393

از چاله به چاه افتادن ضرب المثلی که شاید بارها در طول روز و هفته به گوش شما بخورد .اما همیشه از چاله به چاه افتادن استفاده از بدتر شدن شرایط نیست بلکه گاهی در دهستان حور با چاله هایی در خیابان های اصلی و فرعی دهستان مواجه می شویم که به دلیل عمق زیاد می توان آنها را چاه به حساب آورد .

امسال امیدمان به آن بود که دیگر زمستان بدون گل و لای و بدون چاله و چوله داشته باشیم .غافل از اینکه این بار در برابر زمستان و برف نه نتها غافلگیر بلگه متحیر خواهیم شد .باز هم مثل سال های گذشته هر روز بایستی گذری به مکانیکی و جلوبند سازی داشته باشیم .باز همان آش و همان کاسه.

من نمیدانم گناه مردم و رانندگان چیست که به خاطر عدم توجه مسئولین دهستان به چاله  چوله های فراوان که در خیابان ها و کوچه ها دهستان حور دهان باز کرده بایستی کلی هزینه پرداخت کنند.چه در آن ممکن است بلایی ناگهانی بر سر لاستیک خودروی مبارکتان نه از آسمان بلکه از زمین نازل شود و مجبور شوید در بدترین ساعات ممکن که تمام روستا تعطیل است، بخاطر هر دو لاستیک ترکیده ای که در اثر افتادن در یکی از همین چاله های بزرگ رخ داده تمام روستا را زیر پا بگذارید تا بلکه پنچر گیری یا آپاراتی به پستتان بخورد .

و اما در مورد عابرین پیاده گل و لای رسی موجود در خیابانها و کوچه ها عملاً افراد سالخورده و بیماران را خانه نشین کرده و جوانان و دانش آموزان جهت تردد به مدارس عملاً نایلون پلاستیکی به پا یشان کرده اند .


دسته بندی :


 

باور کن داستان نیست!

تهیه وتدوین از : ح .م- تحلیل گر مسایل ومعضلات حور | تاریخ : 22:51 - چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393

گزارش واقعی است که داستانی شده است، بی یک کلمه کم یا زیاد . روستایمان که الان نام و تابلوی دهستان به خود گرفته  و بر سر در و مدخل ورودی آویزان و نصب گردیده و اگر نبود این باند بازی ها ، کم کاری ها تا حالا بخش هم شده بود. دارای ترکیبی چند طایفه ای است که تا دیروز آب ایشان به یک جوب می رفت همانگونه که مرده هایشان به یک گورستان می رفت.

تا زمانیکه اخیراً شورای اسلامی دهستان تصمیم گرفتند و گفتند که همه چیز هایمان تکمیل شده فقط حصار کشی گورستان مانده است.

این مساله بهانه شد تا جهت تردد آسان جناب شورا ، جاده ای از سمت غربی گورستان احداث گردد  و گفتند چه کسی بهتر است  ازدهیار چون بازوی اجرایی شوراست.آقا دهیار گورستان را با مرده هایش به دو قسمت غربی و شرقی تقسیم کردند یعنی در واقع مرده های قسمت غربی را در خارج از حصار قرار دادندو به آنان لقب اخراجیون دادند و آوردن سنگ حصار را به برادر شورا و کشیدن دیوار را بدون استعلام بهاء به پدر زن شورا محول کردند و دستورات لازم را صادر و امر فرمودند عرض دیوار را حتماً یک متر در نظر گرفته شود.

جناب شورا و دهیار با کشیدن دیوار ، بنای کدورت و دوتیرگی را در دهستان گذاشتند و از آن روز به بعد فامیلهای زنده مردگان ضلع غربی گورستان ( اخراجیون) به پاسگاه، دادگاه، بخشداری و فرمانداری مراجعه تا شاید بتوانند مردگان از هم جدا شده را به هم برسانند .






دسته بندی :


 

عدم وجود مخازن جمع آوری زباله

تهیه وتدوین از : ح .م- تحلیل گر مسایل ومعضلات حور | تاریخ : 22:35 - چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393

شیوع بیماری از حیوان به انسان    =    تجمع سگ های ولگرد و بلا صاحب      +  عدم دفن اصولی زباله

اینک برخی از مناطق و خیابان های دهستان حور به جولانگاهی برای سگ های ولگرد شده که در دسته های چند تایی به دنبال یافتن غذا هستند و به هر کجا سرک می کشند .

مردم ساکن در این دهستان علاوه بر اینکه مجبورند بوی زباله های کوچه ها و خیابانها را تحمل کنند، گاهی اوقات باید منظره حضور تعدادی سگ را در خیابانها و کوچه ها نظاره گر باشند .وجود زباله ها و سگ های ولگرد همچنین چهره نامناسب به سیمای دهستان حور داده و علاوه بر این ، باعث رعب و وحشت زنان و کودکان شده که از ترس گزیده شدن کمتر حاضر به تردد هستند .

مهمترین مشکلات ناشی از افزایش جمعیت سگهای ولگرد وجود زباله ها در سطح دهستان ،شیوع بیماری های قابل انتقال بین حیوان و انسان، افزایش این نوع بیماری ها در جمعیت دامی و انتقال بسیاری از بیماریها از سگ به انسان متصور می شود .

بر اساس ماده 10 بند 31 وظائف تفصیلی دهیاری آمده است: همکاری در جلوگیری از شیوع بیمارهای انسانی و حیوانی واگیر و مشترک انسان و دام ، اعلام مشاهده اینگونه بیماری ها به مراکز بهداشتی درمانی و دامپزشکی محل یا سایر مراکز ذیربط ، اهتمام به دور نگهداشتن بیماران مبتلا ، معالجه و دفع حیوانات مبتلا به امراض واگیر ، بلاصاحب یا مضر به عهده دهیاری می باشد .

عدم وجود مخازن جمع آوری زباله های دهستان حور هم اینک بصورت آزاد و بدون سرپوش و حفاظ رها شده که این مهم باعث دسترسی آسان سگ های ولگرد به زباله ها می شود .

بنابراین وجود مخازن جمع آوری زباله و دفن بهداشتی زباله از راهکارهای جلوگیری از ورود سگ های ولگرد به مناطق حساس بخصوص بازار حور می باشد . باید یادآوری کنم با گلوله و اسلحه نمی توان سگ های دهستان را مدیریت کرد ، بلکه باید با مدیریت زباله ها و اجرای بهتر مکانیزه جمع آوری زباله و گذاشتن سطل زباله در سطح خیابان ها و جمع آوری زود به زود زباله و دفن اصولی زباله ها این مهم را کنترل کرد .

یکی از مشکلاتی که این روز ها مردم دهستان حور با آن درگیرهستند، ازدیاد سگهای ولگردی است که این روز ها با پاره کردن کیسه های زباله و همچنین فضولاتشان باعث کثیفی سطح دهستان شده اند.

از آنجائیکه سگهای ولگرد عامل اصلی شیوع بیماریهایی از جمله هاری و سالک هستند ، مردم انتظار دارند دهیاری با جمع آوری بموقع زباله ها و این سگ ها ، هم به نظافت سطح دهستان کمک کند و هم از شیوع بیماری ها جلوگیری نماید .

وجود زباله ها و پراکندگی آنها در سطح دهستان ،عدم ساماندهی مناسب زباله ها می تواند مهمترین عوامل تجمع سگهای ولگرد در برخی از مناطق دهستان حور عنوان کرد .

ساماندهی و دپوی اصولی زباله ها در مکانهای مناسب ، معضل سگهای ولگرد را تا حدود زیادی می توان مهار کند .


دسته بندی :


 

درخت توت

تهیه وتدوین از : ابراهیمی(شاهد)جعفر(شاعر ملی)-تحلیلگر ادبیات کودک | تاریخ : 13:11 - چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393

   درختِ توتْ آن جا ایستاده

   و باد آرام آن را می تکانَد

   و من آهسته می گویم: که ای کاش

   کلاغی، رویِ آن، شعری بخوانَد!

@@

  هوا امروز دارد بویِ پاییز

   کسی انگار در من ایستاده

   کسی که آمده از ماهِ خُرداد

   وَ بر پاییزِ چشمَم تکیه داده

@@

   کسی که می دَوَد هر لحظه در من

   کسی که توت می چینَد وَ شاد است

   کسی که نه به فکرِ بویِ پاییز

   وَ نه در فکرِ جایِ پایِ باد است

@@ 

   درختِ توت، بی توت است افسوس

   وَ برگی نیست رویِ شاخه هایش

   کسی می چینَد امّا توت در من

   وَ من هستم پُر از توتِ صدایش/بهار ۱۳۷۲

این شعر را به یاد درخت توت مقابل خانه پدری استادفروغی سروده ام که شاخه هایش، ده سالگی مرا نوازش کرده است. آن را تقدیم میکنم به جناب آقای فروغی و همه کسانی که یادی و خاطره ای از آن درخت توت دارند که حالا نیست، اما درمن وشعرهایم جریان دارد


دسته بندی :


 

خیل اوچان داغی

تهیه وتدوین از : شیرپنجه حور(آذر) حمید (شاعر در غربت) | تاریخ : 23:1 - سه شنبه بیستم آبان 1393


دسته بندی : حمید شیرپنجه حور(آذر)


 

رز

تهیه وتدوین از : فروغی محبت (مدرس دانشگاه)- مسایل تاریخی حور | تاریخ : 3:24 - دوشنبه نوزدهم آبان 1393

 

رَز  روستایی است از توابع نمین که در 25 کیلومتری جنوب شرقی اردبیل واقع شده است . رز از طرف شرق متصل به سسله جبال تالش به خصوص کوه اینانلو ، از قسمت غرب متصل به کوههای قراول خانه  قیزیل قیه می باشد  . می توان گفت که این روستا در داخل یک قلعه طبیعی واقع شده است .   به احتمال قوی نام این روستا با گذر زمان  از بَذ به رَز تغییر یافته  همانگونه که احتمال می رود نام قز قلعه سی در2 کیلومتری شرق رز از  بذ قلعه سی به این نام تغییر یافته باشد .

 

طبری، در تاریخ الامم والملوک  بذ را قریه و شهری در حدود اردبیل نوشته است. بر اساس نوشته این مورخ که در میان سایر مورخان زمان حیاتش به زمان قیام بابک نزدیک است ، قلعه ی کلیبر در شهرستان اهر به هیچ وجه نمی تواند همان قلعه ی «بذ» باشد . چون فاصله تبریز با  کلیبر حدودا 173 کیلومتر  می باشد درحالیکه  فاصله اردبیل با کلیبر 223 کلیومتر است .  با این حساب  کلیبر حدود 50 کیلومتر به تبریز نزدیک تر از اردبیل است و اگر منظور طبری از قلعه بذ همان قلعه کلیبر بود آن را از توابع وحدود تبریز می نوشت نه اردبیل .

 

سعید نفیسی در کتاب بابک خرمدین می نویسد: «با توجه مطالب موجود در کتاب های جغرافیایی قدیم ناحیه ی بذو شهر بذ و کوهستان بذ و بذین در خاور دشت موقان نزدیک ناحیه ی تالش کنونی و در مجاورت کران های باختری دریای خزر بوده است.»

 نفیسی دقیقا رز ونواحی آن را  به عنوان  جایگاه قدیمی بذ وبذین  گیرا  داده است . 1- قسمت شرق مغان 2- نزدیک ناحیه تالش 3- مجاورت کران های باختری دریای خزر  به جز ناحیه رز کجا می تواند باشد؟  از آن گذشته بسیار محتمل است نام اصلی قیزیل قیه یا قیزیل قلعه  موجود در 2 کیلوتری جنوب شرقی رز بذین قلعه باشد . وجود کلمه بذین  در میان مورخان موجب بروز این اندیشه شد که گویا دو بذ، وجود داشته است.

حمدالله مستوفی  در کتاب نزهةالقلوب  نوشته، " بذ در مقابل دژ شندان قرار داشته است (ص ۸۱)  و «مردمش از ترک و طالش ممزوج‌اند» "چه آدرسی دقیق تر از این .  رز ، قیزقلعه سی وقیزیل قیه درست در مقابل قلعه شیندان واقع است .  وامروزه با چشم غیر مسلح می توان از بلندیهای رز ، قلعه شیندان را مشاهده کرد.

یاقوت حموی   در کتاب معجم البلدان(ج۱، ص ۱۹۰) نوشته" بابک در بذ به دنیا آمده است و بذ در نزدیکی ارشق(ارشک) واقع است."

«ابو علی بلعمی در ترجمه ی تاریخ طبری می نویسد: مأویگاه بابک در کوه های ارمنیه و آذربایجان بود، جای های سخت دشوار که سپاه آنجا در نتوانستی رفتن که صد پیاده در گذاری بیستادندی، اگر صد هزار سوار بودی باز داشتندی و کوه ها در بندها سخت بود، اندر یک دیگر شده، در میان آن کوه ها حصاری کرده بود، که آن را «بذ» خواندندی و او ایمن آنجای در نشسته بودی. چون لشکری بیامدی گرداگرد آن کوه ها فرود آمدندی و بدیشان راه نیافتندی و او آنجا همی بود تا روزگار بسیار برآمد

 مطهربن طاهر مقدسی  در البدء و التاريخ  آن را شهری با دیوارهای استوار خوانده است.

ابن ندیم در  کتابِ الفهرست،  از آنجا به عنوان سرزمینی کوهستانی یاد کرده است.

 ابودُلَف  که خود یکی از فرماندهان سپاه عرب  در جنگ با خرم دینان بوددر سفرنامه خود ذکر کرده‌است  که آب و هوای قلعه بذ ابری و مه‌آلود است.

 ابن‌خردادبه،در کتاب  المسالک و الممالک بذ (نام کهن دژ بابک) را رستاقی در آذربایجان نوشته و شهر بذ را «مدینة بابک» نامیده است.

بیشتر محققان، بذ را جایی در سرزمین اردبیل دانسته‌اند.

دکتر منوچهر ستوده در کتاب  از آستارا تا استرآباد در تشریح قلعه ی شیندان می نویسد: «تاریخ بنای قلعه ی شیندان که از قلاع قدیمی ایران بوده است، همچون دژ بذ که در دست بابک خرمدین بود، به قبل از دوران اسلامی می رسد.

 می توان نتیجه گرفت که :

بذ قلعه ای بوده در نزدیکی اردبیل، در یک منطقه کوهستانی  نزدیک ناحیه تالش، مجاورت کرانهای باختری دریای مازندران ،  در مقابل دژ شیندان، دارای آب وهوای  ابری ومه آلود، مردمانش مرکب از ترک وتالش ، دارای دیوارهای استوار (احتمالا طبیعی)

با این اوصاف می توان نظر داد که   قلعه بَذ در اطراف دهستان حور واقع بوده و  رز امروزی نام تغییر یافته  بَذ بوده  و بذ قلعه سی هم با گذر زمان به  قز قلعه سی  تغییر یافته است.

 

 


دسته بندی : تحلیل مسایل تاریخی دهستان: محبت فروغی


 

آخرین مطالب

» ( جمعه بیست و پنجم مهر 1393 )
» چگونه میزان خسارت بر مراتع تخریب شده را برآورد کنیم ؟ ( پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 )
» توت آغاجی وقوتور بولاغی ( پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 )
» تسلیت مذهبی ( چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 )
» تقسيمات كشوري ( چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 )
» وچند نکته ( سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 )
» نچه بیزیم ائویمیز اگلشیبدو ماتمده ( سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 )
» آنا یوردی ( یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 )
» ایکینجی خیل اوچان ( یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 )
» ( یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 )
» اختصاص 2 میلیارد و 700 میلیون ریال اعتبار برای حور ( یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 )
» مراسم کلنگ‌زنی مسجد جامع روستای رز اردبیل برگزار شد ( شنبه بیست و چهارم آبان 1393 )